كاربر گرامی به انجمن دستیاری پزشکی و دندانپزشکی پارس مدیک / انجمن آزمونهای دستیاری / رزيدنتي ( DASTYARI FORUM ‎‏) خوش آمديد، جهت استفاده از تمامی امكانات سايت عضو شويد. جهت عضويت اينجا كليك كنيد.

تاریخ : جمعه خرداد 3, 92 4:57 am


همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت [ DST ] تنظیم شده اند


قوانین انجمن


این مکان یک انجمن تخصصی پزشکی میباشد،که در وبسایت مهمان عزيز لينکها فقط براي اعضاي سايت قابل مشاهده ميباشد. اگر از اعضاي سايت هستيد وارد سايت شويد, در غير اين صورت ثبت نام نماييد وزارت ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره میگردد. مهمان عزيز لينکها فقط براي اعضاي سايت قابل مشاهده ميباشد. اگر از اعضاي سايت هستيد وارد سايت شويد, در غير اين صورت ثبت نام نماييد



ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 596 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5 ... 60  بعدی
نویسنده پیغام
پستارسال شده: شنبه اردیبهشت 24, 90 11:11 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای
آواتار کاربر
کاربر حرفه ای

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: سه شنبه تیر 28, 89 12:21 am
پست: 105
سپاسگزاری کرده اید: 120 مرتبه
سپاسگزاری شده:
357 مرتبه در 90 پست

شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !

شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ…

شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو

شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…
شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود

شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد

شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون ))

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …
شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم

شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن

شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم

شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه

شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم

شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل :دی

شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم

شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!

شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!

شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم

شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر…!!

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن

شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی….. دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی -تیتراژ سریال هانیکو

شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران

شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه

شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح، رادیو برنامه “بچه های انقلاب” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم

شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود

شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما )))

شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی

شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد

شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم

شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم

شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند

شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد

شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی

شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش

شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه

شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو

شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.
تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!
آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان

شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:
آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم

شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم

شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن

شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)

شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه

شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان …

شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه

شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد

شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم :دی

شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه

شما یادتون نمیاد: علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است… قیییییییییییییییییییییییی یییییییییژژژژژژژ. و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم، صدای موشکباران، قطع شدن برق، و تاریکی مطلق، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد: خامووووووش کن!!! خامووووووش کن!!!!


حالا کی اینا رو یادشه ..




بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم rasoulrasoul به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
asalbanoo (شنبه اردیبهشت 24, 90 11:24 pm), rezvansss (شنبه اردیبهشت 24, 90 11:24 pm), drtakta (یکشنبه اردیبهشت 24, 90 12:34 am), taranom (یکشنبه اردیبهشت 24, 90 12:45 am), kuhestan (یکشنبه اردیبهشت 24, 90 12:47 am), drmina (یکشنبه اردیبهشت 24, 90 1:00 am), Naffas (یکشنبه اردیبهشت 25, 90 7:14 am), romina (یکشنبه اردیبهشت 25, 90 8:39 am), skin (یکشنبه اردیبهشت 25, 90 11:23 am), dokijoon (یکشنبه اردیبهشت 25, 90 11:59 am), hani (یکشنبه اردیبهشت 25, 90 1:32 pm), dr bahar (یکشنبه اردیبهشت 25, 90 2:28 pm), unique (دوشنبه اردیبهشت 25, 90 3:33 am), pegah (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 10:07 am), amir_rez (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 12:02 pm), dr,najmeh (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 3:01 pm), dr_niceboy89 (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 4:27 pm), آریتمی (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:09 pm), hedieh (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 8:22 pm), navid.md (سه شنبه اردیبهشت 27, 90 1:43 pm), Dr.nazanin23 (سه شنبه اردیبهشت 27, 90 7:40 pm), Digoxin (چهارشنبه اردیبهشت 27, 90 12:26 am), arya86 (چهارشنبه اردیبهشت 28, 90 11:10 am), nazi moini (سه شنبه خرداد 9, 90 1:43 am), baran. (جمعه خرداد 12, 90 12:25 am), Rosa2011 (یکشنبه خرداد 15, 90 10:25 pm), harison (دوشنبه خرداد 15, 90 1:43 am), dr.mehraban (چهارشنبه خرداد 18, 90 7:31 pm), drsima (شنبه خرداد 20, 90 1:14 am), drnavid (چهارشنبه خرداد 25, 90 4:47 pm), Ayeneh23 (شنبه تیر 4, 90 9:11 pm), Bahar.A (یکشنبه تیر 5, 90 3:43 pm), amir* (سه شنبه تیر 6, 90 2:28 am), aviccen (پنج شنبه تیر 9, 90 9:44 am), bahaar (دوشنبه تیر 20, 90 11:08 pm), alireza. (یکشنبه تیر 26, 90 11:35 am), safa (پنج شنبه تیر 30, 90 6:29 pm), dr.saeedeh (سه شنبه شهریور 29, 90 11:03 am), Alireza (جمعه مهر 1, 90 1:32 pm), dragester1310 (چهارشنبه مهر 6, 90 5:53 pm), nsham (جمعه مهر 7, 90 12:10 am), sanazA (پنج شنبه مهر 14, 90 10:13 pm), dr_sorayya (پنج شنبه مهر 21, 90 9:08 pm), dr_shima (جمعه مهر 29, 90 9:30 pm), firelight (شنبه مهر 29, 90 12:39 am), sue (سه شنبه آبان 3, 90 2:40 pm), mf135 (چهارشنبه آبان 10, 90 12:44 am), ftsadaf (سه شنبه آذر 14, 90 1:19 am), elham. (سه شنبه آذر 14, 90 2:49 am), Darya. (سه شنبه آذر 14, 90 4:11 am), کویر (پنج شنبه دی 7, 90 12:41 am), shalmAn (پنج شنبه دی 29, 90 1:05 pm), lin (شنبه بهمن 1, 90 7:48 pm), taban (دوشنبه بهمن 3, 90 11:39 pm), masi (سه شنبه بهمن 4, 90 9:39 pm), golbarg (چهارشنبه بهمن 5, 90 6:00 pm), m_medical1381 (پنج شنبه بهمن 5, 90 3:21 am), persiangirl (پنج شنبه بهمن 19, 90 1:54 am), dr.miti (پنج شنبه اسفند 11, 90 10:06 pm), بهار کرمانی (یکشنبه فروردین 6, 91 1:12 pm), bitazaeemazad (جمعه فروردین 18, 91 7:40 pm), hiwad27 (جمعه فروردین 24, 91 12:57 am), hasan23200 (یکشنبه اردیبهشت 23, 91 2:26 am), omidvari (جمعه خرداد 11, 91 4:07 am), pargar (جمعه خرداد 12, 91 9:26 am), dr aseman (جمعه خرداد 12, 91 12:51 pm), شهرزاد. (چهارشنبه خرداد 17, 91 9:17 pm), dr ghazi (پنج شنبه خرداد 18, 91 4:31 pm), shno (پنج شنبه خرداد 25, 91 4:14 pm), negar91 (یکشنبه خرداد 28, 91 11:18 pm), dr.atefe (دوشنبه خرداد 29, 91 1:50 pm), negar62 (دوشنبه خرداد 29, 91 2:12 pm), drrr.dr (پنج شنبه تیر 1, 91 10:07 pm), urm_1989 (پنج شنبه تیر 8, 91 10:54 pm), khanum dr (یکشنبه تیر 25, 91 11:10 pm), mojgan81 (چهارشنبه مرداد 4, 91 12:03 pm), mahanemaman (پنج شنبه مرداد 4, 91 2:59 am), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:56 am), dr_elaheh_eh (جمعه مهر 21, 91 11:37 am), Parinaz (سه شنبه مهر 25, 91 9:49 am), fh.m (جمعه مهر 27, 91 12:21 am), Crash (پنج شنبه آبان 4, 91 12:12 pm), hey (یکشنبه اسفند 6, 91 2:37 pm), Leyla1357 (جمعه اردیبهشت 27, 92 4:28 pm), azadeh irani (جمعه اردیبهشت 27, 92 5:42 pm)
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 24, 90 12:34 am 
آفلاین
کاربر کوشا
کاربر کوشا

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: دوشنبه اسفند 16, 89 5:57 pm
پست: 251
سپاسگزاری کرده اید: 726 مرتبه
سپاسگزاری شده:
1433 مرتبه در 300 پست
مقطع تحصیلی: دستیار تخصصی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 82
رشته تحصیلی یا مورد علاقه: جراحي‌ عمومي‌

واقعا یادش بخیر!



بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم drtakta به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
drmina (یکشنبه اردیبهشت 24, 90 1:00 am), unique (دوشنبه اردیبهشت 25, 90 3:33 am), drnavid (چهارشنبه خرداد 25, 90 4:47 pm), Bahar.A (سه شنبه شهریور 29, 90 4:41 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:56 am)
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 24, 90 12:45 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: دوشنبه اسفند 23, 89 1:53 pm
پست: 34
سپاسگزاری کرده اید: 229 مرتبه
سپاسگزاری شده:
184 مرتبه در 36 پست
مقطع تحصیلی: دستیار تخصصی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 0
رشته تحصیلی یا مورد علاقه: طب عفوني‌

دکتر واقعا گذشته ها واسم زنده شد .یادش بخیر اون موقع ها همه مردم چه صفایی داشتند.واقعا ممنون........یاد بچگی هامون زنده شد.



بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم taranom به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
drmina (یکشنبه اردیبهشت 24, 90 1:01 am), unique (دوشنبه اردیبهشت 25, 90 3:33 am), آریتمی (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:09 pm), drnavid (چهارشنبه خرداد 25, 90 4:47 pm), Bahar.A (سه شنبه شهریور 29, 90 4:41 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:57 am)
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 24, 90 12:55 am 
آفلاین
کاربر نیمه فعال
آواتار کاربر
کاربر نیمه فعال

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: جمعه فروردین 25, 90 2:15 am
پست: 13
سپاسگزاری کرده اید: 790 مرتبه
سپاسگزاری شده:
44 مرتبه در 13 پست
مقطع تحصیلی: دکترای پزشکی عمومی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 80

با سلام
خیلی وقت بود دلم برا اون روزها تنگ شده بود
مرسی که خاطرات اون روزها رو دوباره زنده کردین :)



بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم kuhestan به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
unique (دوشنبه اردیبهشت 25, 90 3:33 am), آریتمی (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:09 pm), Bahar.A (سه شنبه شهریور 29, 90 4:41 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:57 am)
پستارسال شده: یکشنبه اردیبهشت 24, 90 1:06 am 
آفلاین
کاربر حرفه ای
آواتار کاربر
کاربر حرفه ای

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: سه شنبه اسفند 3, 89 2:40 pm
پست: 198
سپاسگزاری کرده اید: 2759 مرتبه
سپاسگزاری شده:
782 مرتبه در 184 پست
مقطع تحصیلی: دستیار تخصصی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 1380
رشته تحصیلی یا مورد علاقه: طب‌ اورژانس‌

:ymcowboy:
دكتر ممنون از ياداوري خاطرات @};- من يادم نمياد اسم اون شخصيت كارتوني گا ليور كه همش ايه ياس ميخوند وميگفت من ميدونم....چي بود؟



بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم drmina به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
unique (دوشنبه اردیبهشت 25, 90 3:33 am), Bahar.A (سه شنبه شهریور 29, 90 4:41 pm), asalbanoo (چهارشنبه اردیبهشت 12, 91 12:32 am), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:57 am), Parinaz (سه شنبه مهر 25, 91 9:57 am)
 عنوان پست: گالیور...
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 25, 90 1:21 am 
آفلاین
کاربر ویژه
آواتار کاربر
کاربر ویژه

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: چهارشنبه آبان 18, 89 12:34 am
پست: 575
سپاسگزاری کرده اید: 63 مرتبه
سپاسگزاری شده:
3688 مرتبه در 638 پست
مقطع تحصیلی: دکترای پزشکی عمومی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 1300

drmina نوشته است:
دكتر ممنون از ياداوري خاطرات @};- من يادم نمياد اسم اون شخصيت كارتونی گاليور كه همش آيه ياس ميخوند و ميگفت من ميدونم....چی بود؟


مهمان عزيز لينکها فقط براي اعضاي سايت قابل مشاهده ميباشد. اگر از اعضاي سايت هستيد وارد سايت شويد, در غير اين صورت ثبت نام نماييد

اون شخصیت "گلوم" بود اسمش، که دائم درحال ارسال موج منفی بود و میگفت: «کارمون تمومه، من می دونم، ما موفق نمی شیم!».
اکبر منانی جاش صحبت میکرد...

لکن یادمه اون موقع، با اینکه کودکی بیش نبودیم، از فلرتیشیا خوشمون میومد...!!

یادش بخیر...



_________________


بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم asadian به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
rezvansss (دوشنبه اردیبهشت 25, 90 1:45 am), unique (دوشنبه اردیبهشت 25, 90 3:34 am), romina (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 12:35 pm), dr. bahare (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 1:58 pm), آریتمی (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:10 pm), drmina (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:17 pm), taranom (سه شنبه اردیبهشت 26, 90 1:03 am), kuhestan (چهارشنبه اردیبهشت 27, 90 2:02 am), drnavid (چهارشنبه خرداد 25, 90 4:48 pm), Ayeneh23 (شنبه تیر 4, 90 9:11 pm), safa (پنج شنبه تیر 30, 90 6:29 pm), Bahar.A (سه شنبه شهریور 29, 90 4:41 pm), dragester1310 (چهارشنبه مهر 6, 90 5:55 pm), dr_sorayya (پنج شنبه مهر 21, 90 9:08 pm), dr_shima (جمعه مهر 29, 90 9:38 pm), elham. (سه شنبه آذر 14, 90 2:49 am), asalbanoo (چهارشنبه اردیبهشت 12, 91 12:32 am), shno (پنج شنبه خرداد 25, 91 4:12 pm), dr.atefe (دوشنبه خرداد 29, 91 1:51 pm), negar62 (دوشنبه خرداد 29, 91 2:13 pm), pargar (سه شنبه شهریور 14, 91 4:02 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:58 am), Parinaz (سه شنبه مهر 25, 91 9:57 am)
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 25, 90 4:07 am 
آفلاین
مدیران انجمنها
آواتار کاربر
مدیران انجمنها

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: چهارشنبه آبان 4, 89 12:06 am
پست: 1553
سپاسگزاری کرده اید: 10800 مرتبه
سپاسگزاری شده:
9414 مرتبه در 1565 پست
مقطع تحصیلی: دکترای پزشکی عمومی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 0

یادش بخیر...
چه برنامه های تلوزیونی بامزه و آموزنده ای داشتیم....

تیکه هایی از این برنامه ها که هیچوقت فراموش نمیکنم...:

بامزی!! وقت عسل میخورد قوی میشد...مامان بزرگه و اون اژدهای نازنین و دوست داشتنی که کوفته قلقلی دوست داشت... :ymhug: و ساعت خوابهای بی موقع شلمان!!! #-o

واتو واتو...چه کارها که نمیکرد..!!! :shock:

ارم و جیرجیر...اون کرمه که تو لونه ش تولد میگرفت...(البته کارتون نبود...عروسکی بود!) :)

لوسین وقتی با پرت کردن مرکر (موش دنی) باعث شد دنی بیفته و پاش بشکنه و محبت و دوستی خواهر دنی، آنت رو از دست بده.. :(

بلفی و لیلیبیت... :ymsmug:

حنا دختری در مزرعه... #:-s

مارکوپولو.......آهنگ با ابهت و غمناک شروع شدنش....(من عاشق شریف بودم!!!! :ymblushing: :p )

خانواده دکتر ارنست...اونجا که کیت دچار فراموشی شده بود و فقط لوسیمی خواهرش رو در خواب میدید..اونم بدون صورت!!! :-ss آقای پتیول با اون سگ بی تربیت و وحشی ش!!! X( :ymtongue:

هوشیار و بیدار و جمعه ها که کاغذ به دست مینشستم تا معمای آخرش رو بگه و زود جوابشو پیدا کنم!! و تیکه اولش وقتی اون میله ی تمرکز رو عبور میدادن...!!

اوشین! و شنبه شب ها که 90% مواقع برقمون قطع بود... :-w X( اونجاها که ریوزو بهش ابراز علاقه میکرد..!! B-)

کوزت و خانواده ی بدجنس تناردیه!!!

لحظه ای که خبر فوت پدر ساراکورو رو درست وسط جشن باشکوه تولدش بهش دادن...!!! :-o =((

مدرسه موشها و آواز مبصر کلاس.. =))

بچه های کوه آلپ!!... (پسر مو بوره که باباش دکتر بود رو خیلی دوست داشتم...!!!! :p ) :x

سنجاب کوچولو....اونجا که عمو جغد شاخدار داشت از گرسنگی میمرد و بنر گفت بیا منو بخور...بیا از دمم شروع کن... :( :((

بابا لنگ دراز.... :-*

مزرعه ی سبزیجات...اونجا که اون سگه دور خودش میچرخید و خییلی تند میگفت : جعفری جونم..جعفری جونم...یا اون که میخوند :منم منم مریم گلی... :)

مسافرکوچولو....و گل سرخ پرناز وعشوه اش..!!! @};-

هادی و هدی.... :)

زهره و زهرا.... :|

پت پستچی.... :ymhug:

هاچ زنبور عسل..که عاشق یقه ی لباس مامانش، خانوم ملکه بودم..!! ;;) و متنفر بودم ازون ملخه که میخواست با دستهای نوک تیزش! هاچ رو بکشه و کلی هم ازش میترسیدم!!! :evil:

نل و بابابزرگ بیچاره اش...و اون جعبه ی موزیکالش...و زمانی که لحظه ی مرگ مادرش ، پیداش کرد!! :-s

نیک و نیکو.... :) O:-)


.....
وااااای......
اونقدر خاطره دارم ازشون....
اونقدر تو ذهنم هست که نمیدونم کدومشو بنویسم..!!!
بقیه ش واسه بعد....

:YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM:



_________________
این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم...؟؟!


بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم unique به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
amir_rez (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 12:03 pm), rezvansss (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 12:12 pm), romina (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 12:39 pm), Naffas (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 1:07 pm), dr. bahare (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 1:58 pm), hani (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 2:03 pm), meri_77 (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 4:17 pm), drmina (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:17 pm), taranom (سه شنبه اردیبهشت 26, 90 1:04 am), aviccen (سه شنبه اردیبهشت 27, 90 5:36 pm), kuhestan (چهارشنبه اردیبهشت 27, 90 2:05 am), baran. (جمعه خرداد 12, 90 12:26 am), asalbanoo (یکشنبه خرداد 15, 90 9:44 am), drnavid (چهارشنبه خرداد 25, 90 4:48 pm), Ayeneh23 (شنبه تیر 4, 90 9:12 pm), Bahar.A (یکشنبه تیر 5, 90 3:44 pm), dr.saeedeh (سه شنبه شهریور 29, 90 11:04 am), dr_sorayya (پنج شنبه مهر 21, 90 9:10 pm), dr_shima (جمعه مهر 29, 90 9:38 pm), mf135 (چهارشنبه آبان 10, 90 12:47 am), میراسماعیلی (سه شنبه فروردین 22, 91 10:38 am), hiwad27 (جمعه فروردین 24, 91 1:02 am), omidvari (جمعه خرداد 11, 91 4:09 am), shno (پنج شنبه خرداد 25, 91 4:12 pm), negar91 (یکشنبه خرداد 28, 91 11:19 pm), dr.atefe (دوشنبه خرداد 29, 91 1:52 pm), negar62 (دوشنبه خرداد 29, 91 2:14 pm), khanum dr (یکشنبه تیر 25, 91 11:14 pm), pargar (سه شنبه شهریور 14, 91 4:03 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:58 am), Parinaz (سه شنبه مهر 25, 91 10:00 am)
 عنوان پست: Cartoons
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 26, 90 4:50 pm 
آفلاین
کاربر ویژه
آواتار کاربر
کاربر ویژه

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: چهارشنبه آبان 18, 89 12:34 am
پست: 575
سپاسگزاری کرده اید: 63 مرتبه
سپاسگزاری شده:
3688 مرتبه در 638 پست
مقطع تحصیلی: دکترای پزشکی عمومی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 1300

rezvansss نوشته است:
کاش یک تاپیک بذاریم واسه کارتن ها...شایدم یکی‌ داشتیم...

بیشتر از یکی هم داشتیم...!!

حداقل چهار تاپیک با این موضوع، فقط خود دکتر Site Admine1 ارسال کردند:

forum-f34/topic-t850.html
forum-f34/topic-t1389.html

forum-f34/1-t362.html
forum-f34/2-t571.html



_________________


بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم asadian به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
drmina (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:17 pm), rezvansss (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 7:15 pm), asalbanoo (یکشنبه خرداد 15, 90 9:45 am), drnavid (چهارشنبه خرداد 25, 90 4:48 pm), Bahar.A (یکشنبه تیر 5, 90 3:45 pm), bitazaeemazad (جمعه فروردین 18, 91 7:48 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:58 am)
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 26, 90 5:11 pm 
آفلاین
کاربر فعال
کاربر فعال

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: پنج شنبه اسفند 26, 89 2:47 pm
پست: 90
سپاسگزاری کرده اید: 0 مرتبه
سپاسگزاری شده:
257 مرتبه در 55 پست
مقطع تحصیلی: دکترای پزشکی عمومی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 1378

دکتر جان واقعا منو بردی به خاطراتم:خیلی زیبا نوشتی.یادش بخیر چه زود گذشت.به نظرم بچه های این دوره وزمونه اینقدر بچه ا گی اشون خاطره انگیز نیست.



بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم مهر به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
romina (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 5:12 pm), rezvansss (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 7:16 pm), unique (سه شنبه اردیبهشت 26, 90 12:09 am), DrMohseniAhangar (سه شنبه اردیبهشت 27, 90 7:45 am), drmina (سه شنبه اردیبهشت 27, 90 7:16 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:59 am)
پستارسال شده: دوشنبه اردیبهشت 26, 90 6:17 pm 
آفلاین
کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای

میزان اعتبار: 0
تاریخ عضویت: چهارشنبه فروردین 31, 90 10:26 pm
پست: 157
محل اقامت: قاره آسیا،خاور میانه نزدیک
سپاسگزاری کرده اید: 1212 مرتبه
سپاسگزاری شده:
866 مرتبه در 173 پست
مقطع تحصیلی: دستیار تخصصی
سال ورودی مقطع دکتری عمومی: 78
رشته تحصیلی یا مورد علاقه: بيماريهاي‌ قلب‌

unique نوشته است:
یادش بخیر...
چه برنامه های تلوزیونی بامزه و آموزنده ای داشتیم....

تیکه هایی از این برنامه ها که هیچوقت فراموش نمیکنم...:

بامزی!! وقت عسل میخورد قوی میشد...مامان بزرگه و اون اژدهای نازنین و دوست داشتنی که کوفته قلقلی دوست داشت... :ymhug: و ساعت خوابهای بی موقع شلمان!!! #-o

واتو واتو...چه کارها که نمیکرد..!!! :shock:

ارم و جیرجیر...اون کرمه که تو لونه ش تولد میگرفت...(البته کارتون نبود...عروسکی بود!) :)

لوسین وقتی با پرت کردن مرکر (موش دنی) باعث شد دنی بیفته و پاش بشکنه و محبت و دوستی خواهر دنی، آنت رو از دست بده.. :(

بلفی و لیلیبیت... :ymsmug:


ا
حنا دختری در مزرعه... #:-s

مارکوپولو.......آهنگ با ابهت و غمناک شروع شدنش....(من عاشق شریف بودم!!!! :ymblushing: :p )

خانواده دکتر ارنست...اونجا که کیت دچار فراموشی شده بود و فقط لوسیمی خواهرش رو در خواب میدید..اونم بدون صورت!!! :-ss آقای پتیول با اون سگ بی تربیت و وحشی ش!!! X( :ymtongue:

هوشیار و بیدار و جمعه ها که کاغذ به دست مینشستم تا معمای آخرش رو بگه و زود جوابشو پیدا کنم!! و تیکه اولش وقتی اون میله ی تمرکز رو عبور میدادن...!!

اوشین! و شنبه شب ها که 90% مواقع برقمون قطع بود... :-w X( اونجاها که ریوزو بهش ابراز علاقه میکرد..!! B-)

کوزت و خانواده ی بدجنس تناردیه!!!

لحظه ای که خبر فوت پدر ساراکورو رو درست وسط جشن باشکوه تولدش بهش دادن...!!! :-o =((

مدرسه موشها و آواز مبصر کلاس.. =))

بچه های کوه آلپ!!... (پسر مو بوره که باباش دکتر بود رو خیلی دوست داشتم...!!!! :p ) :x

سنجاب کوچولو....اونجا که عمو جغد شاخدار داشت از گرسنگی میمرد و بنر گفت بیا منو بخور...بیا از دمم شروع کن... :( :((

بابا لنگ دراز.... :-*

مزرعه ی سبزیجات...اونجا که اون سگه دور خودش میچرخید و خییلی تند میگفت : جعفری جونم..جعفری جونم...یا اون که میخوند :منم منم مریم گلی... :)

مسافرکوچولو....و گل سرخ پرناز وعشوه اش..!!! @};-

هادی و هدی.... :)

زهره و زهرا.... :|

پت پستچی.... :ymhug:

هاچ زنبور عسل..که عاشق یقه ی لباس مامانش، خانوم ملکه بودم..!! ;;) و متنفر بودم ازون ملخه که میخواست با دستهای نوک تیزش! هاچ رو بکشه و کلی هم ازش میترسیدم!!! :evil:

نل و بابابزرگ بیچاره اش...و اون جعبه ی موزیکالش...و زمانی که لحظه ی مرگ مادرش ، پیداش کرد!! :-s

نیک و نیکو.... :) O:-)


.....
وااااای......
اونقدر خاطره دارم ازشون....
اونقدر تو ذهنم هست که نمیدونم کدومشو بنویسم..!!!
بقیه ش واسه بعد....

:YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM: :YMDAYDREAM:




یونیک چه کارتون بازی بودیا :))
اون جعفری رو الان که تو گفتی یادم اومد یا کارتونهای عروسکی.
اما من از همون بچگی هم کارتون های معنا گرا رو دوست داشتم با مضامین اجتماعی خانوادگی ;;)


_________________
من و این همه خوشبختی محاله...


بالا
 پروفایل  
کاربران زیر از کاربر محترم آریتمی به خاطر این پست سپاسگزاری کرده اند
rezvansss (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 7:16 pm), romina (دوشنبه اردیبهشت 26, 90 7:23 pm), unique (سه شنبه اردیبهشت 26, 90 12:09 am), DrMohseniAhangar (سه شنبه اردیبهشت 27, 90 7:47 am), drmina (سه شنبه اردیبهشت 27, 90 7:16 pm), asalbanoo (چهارشنبه اردیبهشت 12, 91 12:32 am), negar91 (یکشنبه خرداد 28, 91 11:20 pm), dr.sh79 (شنبه شهریور 17, 91 12:59 am), Leyla1357 (جمعه اردیبهشت 27, 92 5:14 pm)
نمایش پست ها از آخر به اول:  مرتب سازی بر اساس  
ارسال موضوع جدید پاسخ به موضوع  [ 596 پست ]  به صفحه برو 1, 2, 3, 4, 5 ... 60  بعدی

همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت [ DST ] تنظیم شده اند


Related topics
 موضوع   نویسنده   پاسخ   مشاهده شده   آخرین پست 
در این موضوع پست خوانده نشده ای وجود ندارد. ماه تولد وعکس های کودکی.....

[ به صفحه بروبه صفحه برو: 1 ... 52, 53, 54 ]

romina

530

10682

پنج شنبه اردیبهشت 26, 92 10:37 pm

paknejad مشاهده آخرین پست

 


چه کسی آنلاین است

کاربران حاضر در این انجمن : کاربر عضو شده ای موجود نیست و 3 مهمان


در این انجمن نمی توانید موضوعات جدیدی ارسال کنید
در این انجمن نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
در این انجمن نمی توانید پست خود را ویرایش کنید
در این انجمن نمی توانید پست های خود را حذف کنید
در این انجمن نمی توانید پیوست ارسال کنید

پرش به:  
ایجاد شده توسط phpBB® Forum Software © phpBB Group
پارسی ساز | ® هسته اصلی © | سعو ساز
پشتیبانی توسط: تــکسیســـ . کـــام


phpBB SEO


وبسایتهای مرتبط


وبدا

پارسی مد

پارس مدیک

سنجش پزشکی

وزارت بهداشت

سازمان نظام پزشکی

مسابقه پیام کوتاه پارس مدیک

پایگاه اطلاعات علمی پارسی

پرسش های فنی کاربران

مسایل مربوط به طراحی انجمن

مسایل امنیتی و راه حل ها

* * *

تماس با ما

پیام کوتاه: ٣٠٠٠٦١٥٣٠٠
رایانامه: info@parsmedic.com